مفاهیم پایه کارآفرینی

 

کارآفرينی چيست؟ کارآفرین کیست؟

كارآفرينان كساني‌اند كه با ايجاد محصولات و خدمات نوين مورد نياز مردم، به پاداش‌هاي اقناع كننده دست مي‌يابند؛ از هيچ، كسب‌و كاري جديد خلق مي‌كنند؛ به رغم مخاطرات بسيار، مبدع كارهاي جديد مي‌شوند؛ به تنهايي و بدون دخالت مديريت، تصميم‌مي‌گيرند كه چه مقدار از سرماية خود را گسترش دهند، يا آن را محدود كنند؛ آنها بنيان‌گذاران شركت‌ها و پديدآورندگان مفاهيم و ايده‌هاي جديداند؛ با تمام نيرو و اراده از عقايد خود دفاع مي‌كنند؛ و باورهاي خود را با اراده‌اي خلل‌ناپذير به پيش مي‌برند و در برابر آنچه ديگران غيرممكن يا ناكارآمد مي‌پندارند، ايستادگي مي‌‌كنند.

ويژگي‌هاي كارآفرينان:

يكي از مباحث مهم در بحث كارآفريني، شناسايي ويژگيهاي كارآفرينان است. شناخت ويژگيهاي كارآفرينان به عنوان افراد موفق جامعه باعث مي شود كه ما نيز اين ويژگيها را در خود پرورش دهيم.

مطالعات نشان مي دهد كارآفرينان ويژگيهاي گوناگوني دارند كه در اينجا فقط به عمده ترين آنها اشاره مي شود:

  1. نوآوري innovation

نوآوري را مي‌توان فرايندي تعريف كرد كه طي آن فنون و توليدات جديد به سيستم اقتصادي معرفي مي شوند . نوآوري موفق زماني صورت مي گيرد كه قابليت انجام كاري كه پيش از اين نمي توانست صورت بگيرد يا حداقل اقتصادي و مناسب نبوده مهيا شود .

  1. خلاقيت creativity

خلاقيت همانا توانايي خلق فكرهاي جديد است كه اين فكرها ممكن است به محصولات يا خدمات جديد نيز منجر شوند . در دايره المعارف علوم اجتماعي از خلاقيت چنين تعاريفي ذكر شده است : برخي آن را توانايي هستي بخشيدن به پديده اي جديد تعريف نموده اند و عده اي ديگر آن را نه به عنوان توانايي بلكه به عنوان فرايند روانشناختي يا فرايندهايي كه از طريق آنهامحصولات جديد و ارزشمند خلق مي شوند؛ تعريف كرده‌اند. براي تعريف دقيق خلاقيت، بايد ابتدا جايگاه نوآوري را مشخص كرد. نوآوري محصول فرايند و خدمات نوآورانه است. خلاقيت، نيرويي است كه در پس نوآوري نهفته است. خلاقيت، ارتباط بين تصوير و ايده هاي نو و عرضه محصول، فرايند و خدمات نوآورانه است. نوآوري به جست و جوي خلاق يا غير عادي راه حل هاي تازه براي مسائل و نيازها برمي گردد. اين نوآوري در كارآفريني شامل توليد محصول يا خدمات جديد در سازمان يا شركت است (مانند نوآوري در محصول، بسته بندي، مواد، فروش،

بهبود و ارتقاي مديريت). هم نوآوري و هم  خلاقيت، از اجزاي لاينفك كارآفريني اند و به گفته پيتر دراكر، صاحبنظر معروف در زمينه مديريت، وجود نوآوري در كار آفريني به قدري ضروري است كه مي توان ادعا كرد كارآفريني بدون آن وجود ندارد و خلاقيت نيز بدون نوآوري نتيجه‌اي نمي‌دهد.

  1. توفيق طلبي need for achievement    

نياز به توفيق عبارت است ازتمايل به انجام كار دراستانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيت هاي رقابتي. افراد برخوردار از نياز به توفيق بالا مايل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسيدن به اهداف قابل دسترسي و همچنين نسبت به عملكرد خود؛ به بازخورد مكرر و منظم زماني نياز دارند. اين افراد ترجيح مي‌دهند تا شخصاً مسئوليت حل مشكلات؛ تعيين اهداف و دستيابي به آنها را از طريق تلاش شخصي خود بعهده گيرند. افرادي كه نياز زيادي به كسب موفقيت دارند، اهداف چالش برانگيزي را براي خود تعيين مي كنند و براي رسيدن به آنها به تلاش مي‌پردازند. چنين افرادي براي بازخورد نتيجه رفتارشان ارزش زيادي قائل اند و از آن در ارزيابي عملكردشان استفاده مي كنند.

  1. تمايل به مخاطره پذيري risk taking  

تمايل به مخاطره پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره‌هاي معتدل كه مي‌توانند از طريق تلاش‌هاي شخصي مهار شوند. هنگام در نظر گرفتن هرگونه مخاطره؛ دو عنصر در ايجاد اين مفهوم نقش دارند؛ يكي سطح درك فرد كارآفرين از مخاطره در آغاز هر فعاليت پرمخاطره و ديگري امكان احتمالي مشهود شكست در صورت ناموفق بودن آن فعاليت است. خطرپذيری (مخاطره پذيري) شامل تمايل به مديريت و بر عهده گرفتن امور و اختصاص منابع به فرصت‌هايي است كه احتمال تقبل هزينه شكست معقولي را نيز به همراه دارند. در اينجا مقصود از مخاطره، خطرپذيری غير قابل كنترل و بي‌انتها نيست، بلكه خطرپذيری معتدل، حساب شده و قابل اندازه گيري مد نظر است.

كارآفرين لزوما در پي فعاليتي نيست كه مخاطره آن زياد باشد، بلكه مايل است مقدار متوسطي از مخاطره را كه براي شروع فعاليت اقتصادي «معمولي» تلقي مي‌شود، بپذيرد. در اين حد، او حاضر مي‌شود پول، امنيت، شهرت و موقعيت خود را به خطر اندازد. كارآفرينان هرگز ماجراجويي نمي‌كنند، بلكه در روي آوردن به مخاطره، بسيار حساب شده و با دقت عمل مي‌كنند و تمام تلاش خود را به كار مي‌بندنند تا احتمالات را به نفع خود تغيير دهند.

  1. مركز كنترل locus of control 

عقيده فرد نسبت به اينكه عاقبت و سرانجام وي تحت كنترل وقايع خارجي يا داخلي مي‌باشد را مركز كنترل مي‌نامند. بيشتركارآفرينان را داراي مركزكنترل دروني توصيف نموده‌اند. افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع خارجي كه خارج از كنترل آنها مي‌باشد؛ سرنوشت آنها را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق، به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي دهند.

  1. نيازبه استقلال need for independence  

نيازبه استقلال ازويژگيهائي است كه به عنوان يك نيروي بسيار برانگيزاننده مورد تاكيد واقع شده است. در واقع نياز به استقلال را مي توان به صورت عباراتي نظير كنترل داشتن بر سرنوشت خود؛ كاري رابراي خودانجام دادن و آقاي خود بودن تعريف كرد. ميل به استقلال؛ نيروي انگيزشي براي كارآفرينان معاصر است. لذا آزادي عمل؛ پاداش ديگر كارآفريني است. در واقع، نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. احساس خشم آنان از نظام خشك ديوانسالاري، همراه با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال طلب آنان كه مي‌خواهند همه چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود. البته داشتن استقلال، يك زندگي راحت را تضمين نمي‌كند. بيشتر كارآفرينان ساعات زيادي را در روز كار مي‌كنند اما رضايت آنان از آنجا حاصل مي‌شود كه علي رغم محدوديتهاي اقتصادي و محيطي، خود تصميم مي‌گيرند، كارها را به شيوه خود انجام مي‌دهند، طبق برنامه خود عمل مي‌كنند و سودي را كه خود به دست آورده اند برداشت مي‌كنند.

  1. قدرت تحمل ابهام

       قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي، توانايي ادامه حيات با دانش ناقص درباره محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل، بي آنكه شخص بداند موفق خواهد شد يا خير. به نظر مي رسد كارآفرينان به مراتب بيشتر از افراد ديگر تحمل ابهام را داشته باشند. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص، غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف رو به رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند. در واقع، ابهام، سبب انگيزش آنان مي شود.

تفاوت كارآفرين با مخترع، سرمايه گذار و مدير در خيلي از موارد به خاطر نزديكي و وجود تشابهات بين واژه‌هاي كارآفرين، مخترع، سرمايه گذار و مدير، آنها را به جاي همديگر به كار مي‌برند. در اين قسمت به تفاوت آنها با همديگر اشاره مي‌شود.

خلاقيت

خلاقيت يك پديده ذهني است و فرد خلاق كسي است كه فكر و ايده جديدي دارد و به دنبال روش جديدي براي هر موضوع است. به عنوان مثال هر كدام از افراد عادي در مواجه شدن با شيشه كثيف خودرو، به اين فكر مي‌افتند كه شيشه را تميز كنند. ولي فرد خلاق احتمالا به اين فكر مي‌كند كه چگونه مي‌توان شيشه‌اي توليد كرد كه كثيف نشود. در اينجا فرد خلاق و به دنبال راه تازه براي يك مشكل است.

مخترع

خلاقيت و اختراع به هم نزديك‌اند. گفته شد كه فرد خلاق، به دنبال راه و روش تازه براي حل مشكل است. اما او هنوز اين راه و روش را پيدا نكرده است. ايجاد كننده راه و روش تازه، همان مخترع است. پس مخترع كسي است كه روش يا محصولي را براي اولين بار توليد مي كند. در مثال فوق، كسي كه شيشه‌اي توليد كند كه كثيف نشود و نياز به شستن نداشته باشد، مخترع است.

کارآفرين

کارآفرین كسي است كه قابليت استفاده و مقرون به صرفه بودن محصول اختراع شده را بررسي و در صورت امكان، آن را تجاري مي كند. در مثال بالا، پس از اختراع شيشه توسط مخترع، فرد کارآفرین بررسي مي كند كه شيشه توليد شده در مقايسه با شيشه‌هاي قبلي، چقدر به صرفه و اقتصادي است؟

سرمايه گذار

سرمايه گذار كسي است كه سرمايه (مالي) را در اختيار افراد(در  اينجا منظور كارآفرينان است) مي گذارد و در برابر آن در سود و منفعت به دست آمده نيز شريك مي‌شود. در مثال فوق، كارآفرين براي تجاري كردن محصول تازه اختراع شده (شيشه)، احتمالا به سرمايه زيادي نياز دارد. به همين خاطر، با سرمايه گذار صحبت مي‌كند تا از سرمايه او براي انتقال محصول به بازار استفاده كند. سرمايه گذار نيز قبول مي‌كند و سرمايه خود را در اختيار كارآفرين مي گذارد و در پي آن، در سودي كه از اين راه به دست مي‌آيد شريك شود.

مدير

مديران، واحد كسب و كار را اداره مي‌كنند و كارآفرينان با نگاه فرصت گرايانه، واحد كسب و كار را راه‌اندازي مي‌كنند. از آنجا كه هر كارآفريني مسئوليت تمام كارهاي مربوط به كسب و كار را بر عهده دارد، به طور كلي مي‌توان گفت هر كارآفريني  مدير است اما هر مديري كارآفرين نيست.